حميد رضا مستفيد / كريم دولتى

20

تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى ( فارسى )

را مىخواند ، سپس مىخوابد ، سپس برمىخيزد حزبش را مىخواند و مىخوابد ، سپس برمىخيزد . پس هنگامى كه چنين شد ، ناگهان مردم درهم داخل مىشوند و مىگويند اين [ امر : واقعه ] چيست و به مساجد پناه مىبرند و ناگهان خورشيد از محل غروبش طلوع مىكند . . . . » « 1 » ج - اشاره به ورد در روايتى آمده است : « پيامبر اكرم ( صلى اللّه عليه و آله ) زمانى كه مسواك مىزدند ، از عرض مسواك مىزدند و هر شب 3 بار مسواك مىزدند : يك بار قبل از خواب و يك بار هنگامى كه از خواب برمىخاستند براى ورد [ نماز يا دعا ] و يك بار قبل از خارج شدنشان براى نماز صبح . . . » « 2 » همچنين عنوان بصرى نقل مىكند كه : « روزى [ امام صادق - عليه السلام - ] به من فرمود : من فردى هستم كه مردم مرا طلب مىكنند [ مورد مراجعهء مردم هستم ] . با اين حال ، در هر ساعت از شبانه روز ، من اورادى دارم . مرا از وردم باز ندار . . . » « 3 » به قرينهء ادامهء حديث كه حضرت مشغول نماز بوده‌اند و به راوى فرموده‌اند « ابا عبد اللّه ، از كنار من بلند شو ! تو را نصيحت كردم و « ورد » مرا خراب نكن ؛ زيرا من براى وقتم ارزش قائلم . » « 4 » ، معلوم مىشود كه در اين‌جا مراد حضرت از ورد ، نماز بوده است . روايات اهل سنت « ابو عبيد از قول مروان بن معاويه از عبد اللّه بن عبد الرحمن طائفى و او از عثمان بن اوس ثقفى از جدش نقل كرده كه او در ميان جمعى از بنى مالك بر رسول خدا ( صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم ) وارد شد و پيامبر آنها را در قبه‌اى در مسجد كه مختص خود بود ،

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 55 ، ص 209 : « عن عبد اللّه بن اوفى قال : سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : ليأتينّ على الناس ليلة به قدر ثلاث ليال من لياليكم هذه . فاذا كان ذلك يعرفها المصلّون يقوم احدكم ( احدهم ) فيقرأ حزبه ثم ينام ثم يقوم فيقرأ حزبه ثم ينام ثم يقوم . فبينما هم كذلك اذ ماج الناس بعضهم فى بعض قالوا : ما هذا ؟ فيفزعون الى مساجد فاذا هم بالشمس قد طلعت من مغربها . » ( 2 ) - همان ، ج 73 ، ص 135 : « كان النبى ( ص ) اذا استاك ، استاك عرضا و كان يستاك كلّ ليلة ثلاث مرات : مرة قبل نومه ، و مرة اذا قام من نومه الى ورده و مرة قبل خروجه الى صلاة الصبح . . . » ( 3 ) - همان ، ج 1 ، ص 224 : « . . . فقال [ الامام الصادق - عليه السلام - ] لى يوما : انّى رجل مطلوب و مع ذلك لى اوراد فى كل ساعة من آناء الليل و النهار فلا تشغلنى عن وردى . . . » ( 4 ) - همان ، ص 226 : « قم عنّى يا ابا عبد اللّه فقد نصحت لك و لا تفسد علىّ وردى فانى امرؤ ضنين بنفسى . »